دعـــــــــا !
خداوند گفت: بسیار خب ! اما فقط برای 4 روز ...!
گفتم : قبول ! این شادمانی و سلامت را یک روز در بهار، یک روز در تابستان ، یک روز درپاییز و یک روز در زمستان برای آنان قرار بده .
خداوند گفت : فقط سه روز !
گفتم : باز هم قبول ! دیروز، امروز و فردا
خداوند گفت : نه ، دو روز!
گفتم :قبول ! یک روز روشن و یک شب تاریک را
خداوند گفت :نه فقط یک روز !
گفتم : قبول !
خداوند گفت : چه روزی را ؟
گفتم :هر روز زندگی تمام دوستانم را.
خداوند خندید وگفت :تمامی دوستانت هرروز سلامت و شادمان خواهند بود !
قلب مانند بلور شفاف و درخشان است ، از آن مراقبت کن !
عشق مانند عطر معطر و خوشبوست ، آن را پخش کن و بگستران!
احساس مانند سیل جاری وخروشان است ، آن را به جریان بینداز !
دوستی مثل چتر است ، آن را تقسیم کن و به اشتراک بگذار !
مترجم سوفی
خورشیدهای هر انسان به تعداد روزهایی است که به شب می رساند.