به اتفاق آقاي سيد حسيني سرگرم ترجمه قسمتهای پایانی كتابي از وين داير هستم . کتابی زیبا با جملاتی الهام بخش.

رسالت نهایی تو
۳۶۵ راه برای وارد کردن نیروی الهام بخشی به زندگی
متن زير مقدمه اين كتاب است :
" آنچه من در اينجا مي آورم آگاهي و دانشي ست كه با كمك آن مي توانيم به جايگاهي هميشگي از نيروي الهام بخشي دست یابیم ، چيزي كه معناي واقعي زندگي ماست ."
من اين كتاب را تدوين كرده ام چون ميدانم بدون ترديد نيروي الهام بخشي مي تواند پرورش يابد و تبديل به نيرويي پيش برنده در تمام طول زندگي شود تا اينكه چيزي باشد به ظاهر مستقل از خواسته هاي ما كه گاه به گاه پديدار و ناگهان به طرزي معجزه آسا محو مي گردد. اين نيرو مختص نوابغي با خلاقيت حيرت آور در دنياي علم و هنر نیست. اين نيرو ، جوهره اي ست ذاتي در حقيقت وجود و هستي الهي ما .
همچنانكه هر يك از عبارتهاي هر صفحه را مي خوانيد پيشنهادات ويژه اي را براي زندگي در نشاط و وجد درون خواهيد يافت.
من به شما برنامه اي براي ورود به دنياي الهام بخشي ارائه مي دهم – برنامه اي بنام رسالت نهايي تو
" دکتر وین دایر "
امید است این اثر نیز مورد رضایت خوانندگان آن و بویژه دوستداران قلم وین دایر قرار گیرد .

توي اينترنت به دنبال انجام كارهاي معمولم بودم كه چشمم به عكس بالا افتاد . با ديدن اين عكس احساس عجيبي پيدا كردم . انگار اين پرنده با تمام وجودش داشت زنده بودن و زندگي رو تجربه مي كرد ؛ انگار تنها چيزي كه براش مهم بود ، همين حس زنده بودنش بود . طوري كه حتي تونستم اين حسو تو وجود خودمم احساس كنم .جالب بود ! با خودم گفتم پرنده ها و حيوونا با وجود بي زبون بودنشون گاهي وقتا چه چيزايي رو به ما آدما گوشزد مي كنن!
يادمه زمان دانشجويي ، يه روز سر كلاس يكي از استاداي بسيار دوست داشتنيمون " دكتر شاهسواري " صحبت از جغرافياي شهري بود . استاد گفت: " تا حالا فكر كرديد توي شهراي بزرگ جمعيت گنجشكا چقدر كم شده ؟ اوانا دارن از آدما فرار مي كنن . مي دونين اگه اين پرنده ها از چرخه طبيعت خارج بشن چي به سر ما آدما مياد ؟اين پرنده هاي به ظاهر بي ارزش نقش بزرگي در زندگي و حيات بشر ايفا ميكنن. مثه تمامه مخلوقات و موجودات ديگه كه ما انسانها در اثر بي توجهي و يا خودخواهي خودمون نابودشون مي كنيم . اما واقعيت اينه كه داريم بزرگترين ظلمو در حق خودمون مرتكب مي شيم ."
بلند شدم و از پنجره به ظرف آبي نگاه كردم كه مادرم گوشه باغچه تابستونو زمستون مي ذاره تا كبوترا و گنجشكاي تشنه بيان و سيراب بشن . مادر اين كار قشنگ رو سالهاست انجام مي ده . نه استادش بهش گفته و نه جايي خونده . فقط كاري رو مي كنه كه بهش معتقده . لبخند مي زنم و ميرم سمت حيات تا آب ظرف رو عوض كنم.
حالا هر وقت گنجشك يا پرنده اي رو مي بينم احساس آرامش و رضايت بيشتري مي كنم... ![]()
فردا روز دیگری است Tomorrow is another day
عشق راهی به سوی تو خواهدیافت Love will find a way to you
سایه ها افول خواهند کرد ، Shadows will be falling
رویا ها همچنان صدا می زنند. Dreams keepon calling
برگرفته از ترانه " مرا ترک نکن" از گروه مدرن تاکینگ آلبوم " در باغ ونوس"
پ .ن ۱ : فردا وبلاگم یکساله می شود . این یعنی ۳۶۵ روز از با شما بودن می گذرد . ممنونم که همراهیم کردید .
پ . ن ۲ : گاهی اوقات کوچکترین اتفاق می تواند مقدمه ای برای تحول باشد . امروز یک اتد خوش دست گرفتم . مداد قبلی کار خودش را کرده بود .